حکایت از باب اول در سیرت پادشاهان
-
تاریخ: 1401/9/20 ساعت: 21:02
ای زبردست زیر دست آزارگرم تا کی بماند این بازاربه چه کار آیدت جهانداریمردنت به که مردم آزاری***دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زور بازو نان خوردی باری این توانگر گفت درویش را که چرا خدمت نکنی تا از مشقت کار کردن برهی؟ گفت تو چرا کار نکنی تا از مذلّت خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفتهاند نان خو...